امروز: چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۲۵
یادداشت/
کد خبر: ۸۱۸۳
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۲۳
جايگاه حجاب از ديدگاه روانشناسی

 زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر می‏برد، در حقیقت می‏خواهد با تکیه بر جذابیت‏های ظاهری خویش و نه اصالت‏ ها و ارزش‏ های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام می‏دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت.

به گزارش عصرزنجان ،خصیت؛ مجموعه افکار، عواطف، عادت‏ ها و اخلاقیات یک انسان است که به تمایز وی از دیگران می‏ انجامد؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگی‏های جسمی، روانی و رفتاری که هر انسان را از انسان‏های دیگر متمایز می‏سازد، شخصیت نام دارد

هر انسانی، با هر نظام فکری، افعال اختیاری‏اش را به منظور رسیدن به اهدافی که آن‏ها را پسندیده و خوب تشخیص داده، انجام می‏دهد؛ به عبارت دیگر، تمام افعال ارادی آدمی، تابع حسن و قبحی است که تشخیص می‏دهد. «حجاب و بی‏ حجابی» نیز از این چارچوب برون نیست. عده‏ا ی حجاب را نیک می‏دانند و بدان پایبندند و در مقابل، بی‏ حجابی را زشت می‏شمارند و از آن بیزاری می‏جویند؛ چنان که گروهی بی‏ حجابی را پسندیده، به آن اهتمام می‏ورزند.

بی‏ تردید زندگی اجتماعی – خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و… بنا شده باشد – از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملکرد آن‏ها تهی نیست. خوبی‏ها و زیبایی‏ها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتی‏ها و بدی‏ها نیز به همه زیان می‏رسانند. و تأثیر خود را بر تمام اعضا و ارکان جامعه به جا خواهند گذاشت.‏

پروردگار جهانيان که خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبیر و تکوین، جاذبه‏های عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی – جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند.

خالق هستی برای بقای دیگر موجودات تنها همین جذب و انجذاب را کافی دانسته، ولی برای بقای نسل بشر مسؤولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر چون جانوران و گیاهان نیست که نسل وی تنها با جاذبه‏های زیستی – جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار ماند. نوزاد انسان پس از تولد به تغذیه، نگهداری و پرورش درست نیازمند است و بدون مراقبت‏های بهداشتی، زیستی و… فرصت حیات نمی‏یابد.

بر این اساس، معمار هستی که نهاد آدمی را آن گونه سرشت، برگنبد تشریع این گونه نوشت که ازدواج محبوب‏ترین بنیادها برای بنا نهادن کانون تولد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است‏، جذب و انجذاب به محیط خانواده محدود گردد و هم نسلی سالم و متعادل پرورش یابد. چون جذب و انجذاب لجام گسیخته هرگز به بقای نسل تن نمی‏دهد و آن را مزاحم عشق ورزی خود می‏بیند؛ همان‏گونه که نسل ناسالم، پدر و مادری نمی‏شناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد. به این منظور، انتظار می‏رود معمار نظام تکوین و تشریع در راه نیل به خواست خود، به تدبیر و تشریع لازم دست یازد و اسباب رسیدن به آن هدف را تشریع فرماید. «حجاب» در شمار این اسباب جای دارد.

شخصیت؛ مجموعه افکار، عواطف، عادت‏ ها و اخلاقیات یک انسان است که به تمایز وی از دیگران می‏ انجامد؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگی‏های جسمی، روانی و رفتاری که هر انسان را از انسان‏های دیگر متمایز می‏سازد، شخصیت نام دارد٫ بر این اساس، هر کس شخصیتی دارد که خود را با آن معرفی می‏کند. و دیگران نیز او را به همان ویژگی‏ ها می‏شناسند. در، «روان‏شناسی کمال» انسان رشد یافته که انسان خواستارِ تحققِ خودمعرفی می‏ گردد، این گونه توصیف شده است: انسانی که نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از توانایی‏ ها و قابلیت‏ های خود است و به دنبال به فعلیت رساندن خویشتن و تحقق خویش است .

علم روان شناسي  انسان رشد یافته را انسان بارورمعرفی می‏کند و در تعریف او می‏گوید: وی انسانی است که نیازهای روانی ‏اش را از راه‏های بارور و خلاق ارضا می‏کند به عقیده اریک فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است که حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی – نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و…- خود را از راه‏های خلاق ارضا می‏کند و اشخاص ناسالم از راه‏های نامعقول‏ ، اکنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیش‏تر فراهم می‏گردد یا با عدم رعایت آن ، انسانی که پیوسته نگران زیبایی خود است و بیش‏تر در جهت معرفی پیکر خود می‏ کوشد، بهتر می‏تواند قابلیت‏های خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن که سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امکان رشد می‏دهد یا توجه به نیازهای عالی و مخصوص انسان‏ها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی که زندگی‏اش تحت فرمان و اراده‏اش نیست، در حس هویت یابی خوددچار شکست شده است‏ تا چه رسد به آن که هویتش را به کمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگی‏اش تأثیر می‏گذارد و چنان زندگی می‏ کند که دیگران می‏پسندند، نه آنگونه که خود می‏ پسندد.

بی‏حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر که عقده حقارت انسان را می‏نمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود می‏سازد؛ در حالی که زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر می‏برد، در حقیقت می‏خواهد با تکیه بر جذابیت‏های ظاهری خویش و نه اصالت‏ ها و ارزش‏ های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام می‏دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و کارآیی‏اش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه‏ داری شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دکور خود به سر می‏برد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگ‏تر را نمی‏ یابد.

 انتهای پیام /

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
پربحث ترین